یادداشت فرهاد خالدار درباره هشتمین جشن منتقدان

چهارشنبه 22 مردادماه سال 1393 را هیچ گاه از یاد نمی برم. این از آن روزهای خاص و البته کمیاب است که ممکن است هرچند سال یک بار سر و کله اش پیدا شود و خاطره ی شیرینش تا وقتی مجال هست در ذهنت ثبت و ضبط گردد. هشتمین جشن انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران یک جشن تمام عیار بود....از آن جشن های باشکوه که همه چیز در خود داشت...از یک اجرای مسلط (شهرام شکیبا) و یک کنسرت خوب (رضا یزدانی) گرفته تا تجلیل هایی که به درستی حق را به حق داران رساند...مهم ترین جوایز اما جوایزی بود که به "عصبانی نیستم" داده شد....فیلم دوست داشتنی رضا درمیشیان که در فجر نخواستند یا نتوانستند آن را ببینند...انجمن منتقدان اما یک بار دیگر استقلال خود را نشان داد و نه تنها حق نوید محمدزاده،رضا درمیشیان،هایده صفی یاری و ... را ادا کرد بلکه جوایز اصلی خود را نصیب کارگردانی کرد که علیرغم همه شایستگی ها،مدت هاست از اکران عمومی آخرین ساخته اش محروم است...کیانوش عیاری و "خانه پدری" اش به اندازه کافی تشویق شدند تا بار دیگر این ضرب المثل قدیمی ثابت شود که قدر زر،زرگر شناسد...
اما بدون شک باشکوه ترین و به یادماندنی ترین لحظه دیشب،لحظه ای بود که علیرضا داودنژاد نازنین پس از ذکر خاطراتی شنیدنی از علی عباسی،او را به روی سن دعوت کرد تا چهره خسته و صدای بغض کرده عباسی پس از سال ها در یک محفل سینمایی دیده و شنیده شود. مردی به ظاهر فراموش شده که چه تلخ از جفایی که در طول این سال ها در حقش روا شده بود گفت و از عشق عجیبش به سینمای ایران که انگار هنوز هم در دلش شعله ور است...مراسم تجلیل از داوود نژاد در واقع به شبی خاطره انگیز تبدیل شد که در آن از یکی از بزرگترین تهیه کنندگان سینمای ایران تجلیل به عمل آمد...ظاهراً این تنها کاری بود که فعلاً از دست،بر می آمد...
یک تشکر جانانه از اعضای شورای مرکزی انجمن منتقدان و تمام کسانی که مقدمات برپایی این جشن به یاد ماندنی را فراهم کردن

/ 0 نظر / 19 بازدید