بیانیه انجمن منتقدان به مناسبت درگذشت خسرو شکیبایی

به نام خدا

 

مسافر خسته و بی قرار ده بالادست که چینه هایش کوتاه است و مردمش می دانند شقایق چه گلی است ، به خانه دوست رسید و سرانجام  آن سوی فواره اساطیر زمین و در جوار چپرهایی که جای پای خداست ، آرامش یافت.

خسرو شکیبایی را می گوییم که چه زود بار سفر بست و شتابان از دیار ما رفت. رفت به آنجا که آبی ، آبی است و وقتی غنچه ای می شکفد ، اهل آن باخبرند...

واپسین فرازش در عرصه سینمای ما ، بی گمان تقدیری صمیمانه بود از سی سال رفتن و رفتن در کوچه پس کوچه های هنر این مرز و بوم .

 شبی که به پاس یک عمر جستجوی خانه دوست ، وی را به عنوان یکی از 5 بازیگر برتر سینمای پس از انقلاب ایران برگزیدیم و برگ سبزی تقدیمش کردیم تا منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران در نقطه اوج هنر یک هنرمند ایرانی ، قدردانی خود را نثارش کرده باشند ، تصور این را نداشتیم که آخرین حضورش را بر صحنه نظاره می کنیم.

تارک سینمای ایران و هنر این مرز و بوم هرگز از نام و یاد و آثار ماندگار خسرو شکیبایی خالی نخواهد ماند و نه تنها نسل ما که نسل های آینده این سرزمین نیز با هامون و کیمیا و اتوبوس شب زندگی خواهند کرد.

 

 

انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران

29 تیرماه 1387

/ 2 نظر / 9 بازدید
چکامه

خسرو شکیبایی درگذشت.... افسوس.... سیاه و سفید فکر کردن، تنها دو بعد جهان را به ما نشان می دهد ...

آریا

شکیبایی رو با خواهران غریب شناختم. اون موقع 8 سالم بود. دیشب که شاید برای پانزدهمین بار این فیلم رو دیدم، احساس کردم که به اندازه ی روز اولی که دیدم شوق و ذوق دارم. خواهران غریب رو 5 بار تو سینما دیدم و شکیبایی به عشقم تبدیل شد. بعدها هامون رو دیدم. چقدر عالی بود. اونجا که می خواست به مهشید شلیک کنه و می گفت:"لا کردار...اگه بدونی چقدر دوست دارم" برای من به پرسونای سینمایی شکیبایی بدل شد!خدا بیامرزدش. من هم یه وبلاگ جمع و جور دارم. خوشحال می شم اگه لطف کنید و به وبلاگ من همک سر بزنید و من رو از نظرات و پیشنهادات خودتون بهره مند کنید. با سپاس.