همایش کاربردی سینمای ضدفتنه برگزار شد

گزارش فارس از همایش کاربردی «سینمای ضدفتنه»/1

میرکریمی: روح و کالبد جامعه ایرانی در معرض تهاجم است

 

خبرگزاری فارس: «رضا میرکریمی» گفت: در فیلم «فتنه» از سویی تهاجم به اعتقادات دینی و از سویی تعرض به داشته‌های فرهنگی‌مان را می‌بینیم و با این حملات مزیت‌های خود را می‌فهمیم و این نشان می‌دهد روح و کالبد جامعه ایرانی در معرض تهاجم است.

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، همایش کاربردی سینمای ضدفتنه، دیشب با حضور مجید شاه‌حسینی، رضا میرکریمی،دکتر شفیعی سروستانی، نصرت‌الله تابش و با مجری‌گری سعید مستغاثی در محل «خانه سینما» برگزار شد.

در ابتدای این نشست که توسط کمیته فرهنگی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی برگزار شد، رضا میرکریمی مدیر عامل خانه سینما ضمن تبریک به شورای جدید این انجمن، گفت: در فکر بودم که در مورد موضوع این جلسه باید بحث را از کجا شروع کرد. اکنون در دوره‌ای از تاریخ هستیم که دوره انتظار است و بشر بارها آن را تجربه کرده است. اکنون نوع بشر به اوج سرکشی خود رسیده است و زورمداران می‌خواهند از انقلابی که در پیش است و کاخ ستمشان را زیر و رو خواهد کرد، جلوگیری کنند. ساخت‌آثاری مانند «فتنه» در واقع یک پاتک یا ضد حمله است، چون حمله اصلی را دیدگاه دینی مترقی ما به فرهنگ غرب آغاز کرده و ما هنرمندان نیز نقشه جدی در شکل‌گیری آن نداشته‌ایم.

وی افزود: اتفاقاتی که در چند دهه اخیر افتاده فضایی را درست کرده که باعث شده تهاجم فرهنگی به وجود بیاید این تهاجم در وقاع حرکتی انفعالی از جنس حرکاتی است که قبلا هم زیاد اتفاق افتاده اما ما به عنوان سربازانی که باید با این تهاجم بجنگیم، قبل از هر چیز باید بدانیم کیستیم، چه می‌کنیم، یا بهتر است چه کاری را انجام بدهیم... شتابزده عمل کردن در این موارد، جواب مشخصی نمی‌دهد و تنها فایده‌اش، بازسازی مجدد موقعیت تخریب شده ما است.

میرکریمی با اشاره به نقش والای هنرمندان در جامعه گفت: هنرمندان نماینده درجه یکی از جامعه هستند و به خاطر حساسیت بالای خود بهترین کسانی هستند که ضعف‌های جامعه را خوب می‌بینند. دیدن این ضعف، کاری منتقدانه است اما در واقع وظیفه اصلی هنرمند آگاهی‌سازی جامعه و حساس کردن جامعه نسبت به وقایع است.

مدیر عامل خانه سینما با طرح سوالی در مورد کم شدن حساسیت مردم گفت: باید به این سوال پاسخ مشخصی بدهیم و شاید جواب آن این باشد که مردم تکلیف شخصی خود را نسبت به واکنش نشان دادن فراموش کرده‌اند و این تکلیف به دولت واگذار شده، گویی دولت وکیل مردم است.

وی ادامه داد: گمان نمی‌کنم که مثلا گروهی از مردم بی‌اعتقاد شده باشند اما عقیده دارم که وظایف شخصی مردم توسط خودشان در حال فراموش شدن است و از آنجا که وظیفه هنرمند حساس کردن مردم است، پایین آمدن سطح حساسیت مردم من را نگران می‌کند و حس می‌کنم هیمنه ما دچار نقصان و مشکل شده است که البته جامعه ‌شناسان باید در این مورد بحث و بررسی مفصلی را آغاز کنند.

کارگردان «خیلی دور، خیلی نزدیک» با اشاره به تولید فیلم «فتنه»، گفت: این فیلم که فاقد ارزش هنری است در ادامه مجموعه‌ای از آثار و تولیدات فرهنگی است که از دو سمت حمله می‌کند. در این فیلم از سویی تهاجم به اعتقادات دینی و از سویی تعرض به داشته‌های فرهنگی‌مان را می‌بینیم و این‌ نشان می‌دهد روح و کالبد جامعه ایرانی در معرض تهاجم است و از آنجا که به قول لقمان باید ادب را از بی‌ادبان بیاموزیم با این حملات مزیت‌های خود را می‌فهمیم.

میرکریمی ادامه داد: متاسفانه می‌بینیم در همه کشورها وقتی اهانتی صورت می‌گیرد یا مشکلی اتفاق می‌افتد، مردم به صورت خودجوش دست به راهپیمایی می‌زنند اما در کشور ما این حرکات یا نیمه دولتی است یا وابسته به بخشنامه است که این موضوع باعث نگرانی من به عنوان یک هنرمند می‌شود.

وی تصریح کرد: چرا حساسیت مردم به هویت ملی پایین آمده و نقش ما هنرمندان و سیاستگذاران هنری چیست تا موجب شود این حساسیت به حد سابق خود برگردد. امیدواریم انجمن منتقدان و دیگر صنوف مولف با طرح این سوالات و دعوت از کارشناسان به بازنگری سیاست‌های فرهنگی بپردازند چون ما به عنوان اهالی فرهنگ در معرض اتهام کم کاری هستیم. امیدوارم شرایطی ایجاد شود که در مواجهه با چنین آثاری اعتماد به نفس را فراموش نکنیم و هوشیارانه به این سوالات پاسخ دهیم ما نباید تنها به صدور بیانیه اکتفا کنیم و برای این کار در حوزه فرهنگ، باید آگاه سازی را در درون شروع کنیم و آنگاه است که جامعه به ندای ما پاسخ خواهد داد.

به گزارش فارس، شفیعی سروستانی در ابتدای این جلسه، در مقدمه‌ای بر بحث اسلام‌ستیزی در فرهنگ غرب، گفت: ساخت و پرداخت آثاری شبیه به فتنه با همه بی‌ارزشی خود شاید از این حیث مهم است که ما را متوجه فضایی می‌کند که در آن قرار داریم. در این که ما متذکر وقایع اطراف‌مان نیستیم، جایگاه خودمان را نشناخته‌ایم و خطر را هم نشناخته‌ایم.

وی ادامه داد: تردیدی نیست اما باید دانست که غرب پایان را تجربه می‌کند و شاید هیچ‌کس به اندازه غربی‌ها متذکر این پایان نیستند. تجربه غرب در زمانی که پایان خود را نزدیک می‌بیند جمعیت مستضعف را متوجه یک معنا ساخته که پایان غرب قطعی است و مجرایی هم برای خلاصی از این بحران وجود ندارد. البته باید در نظر داشت که تجربه این بحران مردم عادی و معمولی را متوجه معنا و معنویت ساخته و بازگشت به معنویت در 30 سال گذشته بی‌نظیر بوده است.

وی افزود: در این بازگشت به معنویت بیش از هر چیز شاهد اظهار علاقه به اسلام بودیم که هنوز هم این علاقه ادامه دارد. در واقع با پایان سیر کمالی اتفاقاتی که همزمان با افول غرب در شرق در جریان است، زمینه‌های تولد تاریخ جدیدی را در شرق اسلامی شاهدیم که انقلاب اسلامی نیز تابعی از این تحول بزرگ بود.

شفیعی سروستانی در ادامه، با اشاره به تاکتیک‌هایی که غرب برای ادامه حیات خود به کار می‌برد، گفت: در چنین وضعیتی غرب متوجه دو موضوع می‌شود. اولین موضوع ترس بزرگی است که از احتمال بروز قدرتی دوم در شرق اسلامی حس می‌کند به این دلیل که اسلام تنها دینی است که توانایی و استعداد تشکیل جامعه‌ای دینی را دارد و ترس دیگر این است که بر حسب اطلاعات و مستنداتی که جمع‌آوری کرده‌اند می‌دانند که به زودی تحولی بزرگ از شرق روی می‌دهد و مردی ظهور می‌کند که بساط غرب را در هم می‌پیچد.

در ادامه این نشست، مستغاثی نیز در تایید سخنان شفیعی سروستانی گفت: دو نظریه اصلی غرب جنگ تمدن‌های هانتیگتون و پایان تاریخ فوکویاما کاملا نشان دهنده استیصال غربی‌ها در برابر تحولاتی است که در شرق روی می‌دهد

   

گزارش فارس از همایش کاربردی «سینمای ضدفتنه»/2

شاه‌حسینی: ضدیت غربی‌ها با اسلام، پس از انقلاب پیچیده‌تر شد

 

خبرگزاری فارس: مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی با اشاره به شدت گرفتن حملات به اسلام پس از انقلاب شکوهمند اسلامی، گفت: پس از انقلاب رویکرد پیچیده‌تری در فیلم‌های هالیوودی به وجود آمد و در واقع بسیاری از فیلم‌های هیولامحور دهه80 بازتاب ترس‌های غرب از اسلام بود‌ه‌اند.

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، همایش کاربردی سینمای ضدفتنه، دیشب با حضور مجید شاه‌حسینی، رضا میرکریمی،دکتر شفیعی سروستانی، نصرت‌الله تابش و با مجری‌گری سعید مستغاثی در محل «خانه سینما» برگزار شد.

بنا بر این گزارش، «مجید شاه‌حسینی» مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی و محقق سینما، سخنران بعدی این نشست بود که در اولین بخش سخنان خود با دیدی تاریخی به مساله اسلام ستیزی در غرب بحث را آغاز کرد.

وی گفت: موج تهاجم فرهنگی بر ضد اسلام جریانی است که از قبل از اسلام آغاز شده چون پیشینه چالش غرب در اسلام به قرن‌ها قبل باز می‌گردد و در واقع قبل از بروز سینما به عنوان مهم‌ترین هنر زمانه بینش ضد اسلام در هنر غربی وجود داشته است. از آغاز پیدایش سینما نگاهی همراه با تحقیر به شرق در آثار هالیوود وجود داشته و با نشان دادن مشرق زمین به عنوان فضایی بدوی سعی شده جنس جوامع شرقی با مانوسات مردم از جامع اطراف خود متفاوت باشد و انسان شرقی تبدیل به شخصی غریبه از منظر مخاطبان غربی شود.

شاه حسینی افزود: از اولین سال‌های تولید فیلم در هالیوود ضمن تمسخر جامعه شرقی، اسلام به عنوان دینی که در مشرق زمین رایج است مورد هجمه بوده و به تدریج این نگاه ایدئولوژیک‌تر و پررنگ‌تر شده که نمونه آن فیلم «ال‌سید» است. در این فیلم چهره‌ای خونریز و خون‌آشام از اعراب مسلمان به نمایش درآمد در حالی که این فیلم اروپاییان را افرادی متمدن و دیندار که برای حفاظت از شرف اروپایی خود با مسلمانان جنگ می‌کردند، معرفی می‌کرد.

وی گفت: روند عرب ستیزی و اسلام ستیزی به تدریج در فیلم‌های آمریکایی با تاریخ‌سازی برای صهیونیزم و کشور جعلی اسرائیل ادامه پیدا کرد که نمونه‌هایش را در فیلم‌هایی چون سامسون و دلیله، ده فرمان و... می‌بینیم و بارزترین نمونه اسلام‌ستیزی را می‌توان در فیلم جن‌گیر ساخته مشهور ویلیام فریدکین‌ دید که فیلم با اذان شروع می‌شود و شیطانی که در آمریکا به روح دختر جوانی حلول می‌کند با نوای روحانی اذان، معرفی می‌شود.

شاه‌حسینی با اشاره به شدت گرفتن حملات به اسلام پس از انقلاب شکوهمند اسلامی، گفت: پس از انقلاب رویکرد پیچیده‌تری در فیلم‌های هالیوودی به وجود آمد و در واقع بسیاری از فیلم‌های هیولامحور دهه80 بازتاب ترس‌های غرب از اسلام است که به شکل فیلم درآمد حتی جنس این فیلم‌های هیولایی نیز متفاوت با سایر آثاری از این دست است که در دهه‌های قبل تولید می‌شد و از شاخص‌ترین این آثار می‌توان به سری بیگانه اشاره کرد. هیولای بیگانه، هیولایی باستانی است که از مکانی ناشناخته می‌آید. در مغز رخنه می‌کند و سپس به دل انسان‌ها می‌رود و میزبان خود را می‌کشد. خون این هیولا اسید است و زایش او باعث مرگ میزبانش می‌شود. در انتهای این سری نیز تنها چیزی که نابودش می‌کند موجودی التقاطی است. اگر با این نگاه بنگریم «پارک ژوراسیک» هم در لایه‌های زیرین خود فیلمی ضد اسلامی است که مساله بازآفرینی هیولایی را که از قرن‌ها قبل وجود داشته، مطرح می‌کند.

شاه حسینی در ادامه با اشاره به تغییر رویه‌ هالیوود در دهه 90 گفت:در دهه 90 صراحت زیادی در لحن هالیوود نسبت به مسلمانان به وجود آمد و تروریست‌های مسلمان تبدیل به نمونه انسانی هیولاهای ترسناک شدند که این نگاه بعد از سال 2000 رویکردی آخر‌الزمانی به خود گرفت و در فیلم‌های بسیاری نبرد نهایی اسلام و غرب به تصویر کشیده شد. حتی در دوره اخیر رجعتی به آثار تاریخی به وجود آمده و موضوعاتی که در دهه‌های گذشته در لفافه مطرح می‌شد، اکنون به صورت صریحی دوباره مطرح می‌شود که این موارد نشان می‌دهد که ضدیت با اسلام موجی دیرپا در سینما است و تکثر فیلم‌های ضد اسلامی، مساله اتفاقی بودن ساخت این آثار را از بین می‌برد.

به گزارش خبرگزاری فارس، نصرت‌الله تابش سخنران بعدی این مراسم بود که به ریشه‌های ترس از اسلام در ادبیات غرب اشاره کرد و گفت: با بررسی 100 فیلمنامه اخیر هالیوودی به این نتیجه رسیدیم که 63 فیلمنامه از این آثار اقتباسی است این نشان‌دهنده ارتباط قوی بین ادبیات و غرب است و باید ریشه‌های اسلام‌ستیزی را در رمان‌های غربی بررسی کنیم که این ریشه‌ها از دانته شروع می‌شود و تا اکنون ادامه می‌یابد.

وی در ادامه با اشاره به استفاده از آیات قرآن در فیلم «فتنه»، گفت: در این فیلم از چند آیه قرآن استفاده شده و بر اساس آن سعی دارد با استفاده از این آیه‌ها چهره‌ای طالبانی از اسلام ارائه دهند اما در واقع باید اشاره کرد که کارگردان این فیلم با حذف آیاتی که قبل یا بعد از این آیات وجود داشته‌، باعث ایجاد شبهه در فیلم شده و در واقع این شبهه است که باعث ایجاد فتنه شده است.

وی با اشاره به لزوم کار فرهنگی در مورد مقابله با جریانات موهن به اسلام گفت: معتقدم بیش از آنکه از بیرون ضربه بخوریم ضعف درونی به ما ضربه می‌زند، چون نیروی انسانی مناسب برای طرح سینمای دینی در ایران فراهم است و کارگردان‌های مسلمان زیادی با توانایی بالا وجود دارند ولی ما از آنها استفاده نمی‌کنیم.

وی در پایان تاکید کرد: در سینمای غرب علیه اسلام و حتی مسیحیت فیلم‌های زیادی ساخته می‌شود ولی تا به حال فیلمی علیه یهودیت ندیده‌ایم. گویا جریانی ضد دینی و صهیونیستی قصد دارد مسیحیتی را که ممکن است پیروانش به اسلام تمایل داشته باشند به جان اسلام بیندازد و آنان را متمایل به دین یهود کند.

 

گزارش فارس از همایش کاربردی «سینمای ضدفتنه»/3

  شفیعی‌سروستانی:

«فتنه» نشانه هراس غرب از بازگشت مردم به معنویت است 

 خبرگزاری فارس: «شفیعی سروستانی» گفت: غرب با بازگشت مردم به سوی معنویت (ودر رأس آن اسلام) رو به رو است و در واقع با ساخت فیلمی چون «فتنه» می‌خواهد نوعی بازدارندگی در مقابل اسلام را تجربه کند و کاربرد دیگر این گونه کارها، تحریک شرق نسبت به غرب است تا آنها نیز برای جنگ آماده شوند.     به‌گزارش خبرنگار سینمایی فارس، همایش کاربردی سینمای ضدفتنه، دیشب با حضور مجید شاه‌حسینی، رضا میرکریمی،دکتر شفیعی سروستانی، نصرت‌الله تابش و با مجری‌گری سعید مستغاثی در محل «خانه سینما» برگزار شد. بنا بر این گزارش، اسماعیل شفیعی سروستانی محقق و کارشناس فرهنگی در بخش دوم سخنان خود گفت: برای اولین بار در دهه 60 فیلم پیشگویی‌های نوسترآداموس را دیدم و معنای دقیقی را از آن نگرفتم ولی پس از سالها و با مطالعات جدی وجود مختلف این فیلم برایم بارز شد. در این فیلم عنوان شد که پادشاه وحشت از شرق اسلامی بر‌می‌خیزد و آمریکا این پادشان را سرکوب می‌کند در واقع نکته اصلی این فیلم از بین بردن ترس غرب از شرقی بود که در آن زمان کم کم داشت قدرت می‌گرفت و غرب شاید پایان تاریخ را حس می‌کرد. شفیعی افزود: پایان تاریخ امر مسلمی است و امکان تجدید حیات برای غرب وجود ندارد چون تمام ذخایر فنی، تکنیکی و عقیدتی غرب رو به پایان است در این هیجان و خلجان ناشی از پایان تاریخ یا غرب باید در برابر شرق جدید تسلیم شود یا باید در برابرش بایستد تا با احتمال موفقیت مسیری را برای تکرار تاریخ ایجاد کند که این امر به گفته صاحبنظران غیر ممکن است و تنها تلاش مذبوحانه‌ای از غرب برای ادامه حیات خود است. وی با اشاره به ارتباط مستقیم هنر با سیاست در غرب گفت: در عرصه سیاست یا اقتصاد غرب جریاناتی وجود دارد که تولیدات سینمایی کاملا با آن متفاوت است در برابر زایش تاریخ در شرق اقدامی چند وجهی باید صورت بگیرد که نتیجه آن منتج به جنگی برای غرب شود چون غرب برای خروج از بن‌بست به یک جنگ نیاز دارد و تمام ماشین‌های اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی خود را برای شروع این جنگ به کار می‌گیرد. برای دامن زدن به این جنگ باید بار دیگر شرق در برابر غرب بایستد تا رویارویی همچون جنگ‌های صلیبی به وجود بیاید ولی این جنگ مقدماتی می‌خواهد که هم اکنون غرب در حال پدید آوردن این مقدمات است و فیلم فتنه از جمله مصادیق آن است. از طرفی غرب با بازگشت مردم به سوی معنویت رو به رو است که در راس این موضوع تمایل به اسلام وجود دارد پس به زعم زمامداران غربی مردم باید از اسلام بترسند و چهره‌ای خشن را از اسلام و مسلمانان ببینند. در واقع ساخت فیلمی چون فتنه از جمله ابزاری است که می‌خواهند با آن نوعی بازدارندگی در مقابل اسلام را تجربه بکنند. کاربرد دیگر این گونه کارها تحریک ساکنین شرق نسبت به غرب است تا آنها نیز برای جنگ آماده شوند. سروستانی با اشاره به حضور جریاناتی تندرو مانند القاعده و استفاده ابزاری غرب از این جریانات گفت: جریانی مثل القاعده که دست‌پرورده خود غرب است امکان بروز چهره ترسناک از اسلام را برای غرب می‌دهد و کاربرد دیگر آن ایستادگی در برابر خیزش اسلامی شرق است . نکته مهم در این زمینه آگاهی غرب از وقایع آینده است . آگاهی از آخر الزمان و نشانه‌های ظهور در جامعه ما چیزی است که در غرب زیاد است و غربی‌ها با استفاده از این نشانه‌ها نحوه برخورد دلخواه با آینده را طراحی می‌کنند. غرب خود را در برابر مجموعه‌ای به هم پیوسته از جریانات فرهنگی، سیاسی می‌بیند که در شرق جریان دارد و قصد دارد با هر راهی به آن مقابله کند. به همین خاطر است که ناگهان بیش از 2 هزار فرقه شبه مذهبی در غرب ظهور می‌کند که ظاهر مذهبی دارند ولی در واقع چیزی برای مقابله با جریانی است که می‌خواهد از شرق بیاید و تاریخ مضمحل غرب را نابود کند. مجید شاه‌حسینی در بخش دوم سخنان خود با اشاره به ریشه‌های قدیمی ایرانی ستیزی در فیلم‌های هالیوودی گفت: بحث ایرانی‌ستیزی در غرب بحث بسیار قدیمی است که قبل از انقلاب اسلامی نیز وجود داشته است اما چون در آن زمان حساسیتی نبوده و لزومی برای رصد این گونه تحرکات حس نشده این فیلم‌ها به خوبی دیده نشده‌اند مهم‌ترین اثری که در دهه 50 تولید شد 300 اسپارتی‌است که فیلم 300 در واقع بازسازی آن است همچنین فیلم اسکندر کبیر با بازی ریچارد برتون یکی دیگر از فیلم‌های ضد ایرانی هالیوود است که در آن جریان حمله به ایران و اسارت حرمسرای داریوش به تصویر کشیده شده و اولیور استون چندی پیش آن را بازسازی کرده. افسون‌گر با بازی لانا ترنر نیز فیلمی است که چهره خرافی از ایران باستان را به تماشاچی نشان می‌دهد و اینها از جمله مهمترین حرکاتی است که قبل از انقلاب در سینمای هالیوود بر ضد ایران انجام شد. شاه‌حسینی در ادامه افزود: پس از انقلاب اسلامی نگاه ضد ایرانی در هالیوود شدت گرفت و در دهه انقلاب فیلم‌ها با صراحت مساله حمله به ایران و خاک ایران را مطرح می‌کردند و در بسیاری از فیلم‌های ارزان‌ قیمت تولید هالیوود در آن سالها عملیات آزادسازی گروگان‌های آمریکایی یا حمله به ایران به تصویر کشیده شد. در دهه دوم عمر انقلاب اسلامی و پس از تجربه جنگ مساله حمله به خاک ایران دیگر در فیلم‌های هالیوودی تصویر نشد بلکه فیلم‌ها نهان‌روش‌ شدند و به شکلی هوشمندانه دست به تحقیر ایرانی‌ها زدند . بدون دخترم هرگز شاخص‌ترین فیلم در این زمینه است و پس از آن فیلم‌های زیادی ساخته شد که مشکلات ایرانیان مهاجر را مطرح می‌کرد و آنها را افرادی خرافی نشان می‌داد که از جمله بارزترین نمونه‌ها می‌توان به مریم و خانه‌ای از شن و مه اشاره کرد. دهه سوم عمر انقلاب ایران با رویکرد هالیوود به تحقیر تمدن ایران همراه بود که با بازتولید آثار قدیمی مانند سیصد و اسکندر را نیز در پی داشت اما مهمترین فیلم در این زمینه ارباب آرزو است که داستان آن در مورد شیطان ایرانی است که ایران باستان را تبدیل به مرکز جادو کرده است او به سختی در سنگی باطل‌السحر اسیر می‌شود و پس از سال‌ها که در آمریکا ‌آزاد می‌شود فجایع و ویرانی‌های بسیاری را می‌افریند و در نهایت نیز به سختی از بین می‌رود این فیلم اولین فیلمی بود که مستقیما ایران باستان را مورد هجمه قرار می‌داد و درون مایه اصلی شیطانی ایرانی بعدا در فیلم‌های تروریست‌محور با المان‌های بشری تکرار شد. در فیلم‌ دروغ‌های واقعی بمبمی که تروریست‌ها به آمریکا قاچاق می‌کنند کلاهکی ساخت ایران دارد که این کلاهک‌ها از میان مجسمه‌های باستانی تخت جمشید بیرون می‌اید و در واقع این نکته القاء می‌شود که با نابودی فرهنگ باستانی شیطانی از دل ایران به دنیا می‌آید. ساخت آثار تاریخی مانند اسکندر و 300 نیز در ادامه تحقیر روحیه ایرانی‌ها بود که چهره‌ای مخوف و مدهش از ایران را نشان می‌داد اما جالب این است که اتفاقی در سال 2006 افتاد و آن ساخت فیلم شبی با پادشاه در مورد خشایار شاه که از 300 بسیار پرخرج‌تر بود و خشایارشاه را جوانی رمانتیک و زیبا نشان می‌داد. دقت در این فیلم نشان می‌دهد که خشایارشاه در این فیلم فردی طرفداری یهودیان تصویر شده و آنگاه حمله او به یونان نیز حرکتی حق‌طلبانه می‌شود چون به خونخواهی پدرش داریوش به یونان حمله می‌کند. این فیلم پیام ویژه‌ای دارد که شاید بیشتر متوجه دولتمردان ایران است و آن این است که به رسمیت شناختن یهود در دنیا شما را افرادی موجه می‌کند وگرنه در غیر این صورت خشایارشاه همان است که در فیلم 300 بود. شاه‌حسینی در ادامه گفت: علاوه بر آثار سینمایی که به تمدن ایران و نفس ایرانی بودن حمله می‌کند تعداد زیادی فیلم کوتاه و مستند نیز توسط ایرانیان مهاجر در حال ساخت است که در آن آداب اسلامی و ایران به سخره گرفته می‌شود و رویکرد اصلی‌شان تحقیر و تمسخر ایران است. امروزه بحث هراس از اسلام با هراس از ایران توام شده و تمدن باستانی ایران نیز اولین هدف آثار سینمایی است. هجمه رسانه‌ای عظیمی بر ضد ایران در جریان است که جای هیچ گونه انصاف و مداقه را باقی نمی‌گذارد و باید با قدرت کامل و در حد توان خود با این حمله مبارزه کرد.

نصرت الله تابش نیز در پایان گفت: شبهاتی از طریق هنر وادبیات در ناخودآگاه مردم غرب به وجود آمده که باید به روش هنری به آنها پاسخ داد. البته این شبهات بی‌سابقه نیست و نسبت دادن تروریست به پیروان مذهبی که سه خلیفه اصلی آنها ترور شده امری بسیار قدیمی در ادبیات غرب است اما توصیه من این است که فیلم‌هایی که برای مقابله با این آثار ساخته می‌شود متناسب با این شبهات باشد و با اعتماد به نفس ساخته شود تا بتوانیم مخاطبان خود را در تمام دنیا تحت تاثیر قرار دهیم

گزارش فارس از همایش کاربردی «سینمای ضدفتنه»/4

علوی‌طباطبائی: حمله به ایران، سناریوی‌ مدرن صهیونیست‌ها در سینما است

  خبرگزاری فارس: «ابوالحسن علوی‌طباطبائی»، محقق و پژوهشگر سینما، مطرح نمودن بحث آرماگدون و نیزحمله به فرهنگ و تمدن باستانی ایران را در سال‌های اخیر، نسخه‌های مدرن سناریوی صهیونیست‌ها در سینما دانست. به‌گزارش خبرنگار سینمایی فارس، بخش دوم همایش کاربردی سینمای ضدفتنه، با حضور مجید پورطباطبایی، ابوالحسن علوی‌طباطبایی، نادر طالب‌زاده و سعید مستغاثی در محل «خانه سینما» برگزار شد. بنا بر این گزارش، قسمت دوم این همایش با نمایش سکانس‌هایی از فیلم انیمیشن پرسپولیس (مرجان ساتراپی) و فیلم 300 (زاک اسنایدر) آغاز شد. در ابتدای این بخش، سیدمجید پورطباطبائی آغاز پژوهش در مورد تاریخ زندگی و سیرة پیامبر اسلام (ص) را در اروپا به سال های میانی قرن یازدهم میلادی مربوط دانست و اظهار داشت: تصویر پیامبر در این پژوهش ها معمولا همراه با غرض‌ورزی بوده است و این کج‌بینی‌ها به صورتی است که به پیامبر(ص) شکلی انسانی داده‌اند و قرآن کریم را حاصل تراوشات ذهنی یک انسان عامی خوانده‌اند. پورطباطبائی در ادامه تلمود، سفرهای مارکوپولو، تبانی تاریخی مسیحیان با مغول ها بر سر قتل عام مسلمانان، کمدی الهی اثر دانته آلی‌گیری، دستور مارتین لوتر بر ترجمه قرآن جهت اهانت و هتاکی به اسلام، دستورات اکید ناپلئون به فرماندهان خود پس از فتح مصر جهت ایجاد تفرقه در میان مسلمانان، کتاب‌های کنت دو گوینو (وزیر مختار فرانسه در ایران عصر قاجار) و ادوارد براون در مورد بهائیت، کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی و نوشته‌های تایید آمیز مونتگمری وات بر کتاب رشدی را از نمونه های تاریخی دشمنی دنیای غرب با مسلمانان از قرن ها پیش تاکنون دانست وآن ها را به تفصیل برشمرد. این سخنران همایش در ادامه افزود: به روایتی مارتین ولتر در پایان عمر دیدگاه خود را نسبت به اسل

/ 0 نظر / 17 بازدید