روایت علی عباسی از آنچه در جشن منتقدان گذشت‎/ رادیو فردا

... اما در جوایز منتقدان سینمایی که هرساله بر اساس آرا نویسندگان و منتقدان سینمای ایران از میان فیلم‌های نمایش داده شده در جشنواره فیلم فجر به برگزیدگان اهدا می‌شود، توجه به چند فیلمی که هنوز اکران نشده‌اند، قابل توجه بود. فیلم پرحاشیه «خانه پدری» ساخته کیانوش عیاری در این جشن جایزه بهترین فیلم را گرفت. فیلمی که باوجود گذشت بیش از ۴ سال از ساختش و استقبال منتقدان، همچنان امکان نمایش نیافته است.

در جشن منتقدان دیگر فیلم تاکنون به نمایش درنیامده «عصبانی نیستم» هم جوایزی بدست آورد از جمله دیپلم افتخار بهترین کارگردان برای سازنده‌اش رضا درمیشیان و همچنین جایزه بهترین بازیگر مرد برای بازیگر اصلی‌اش نوید محمدزاده.

علی عباسی: گفتند فیلم‌هایت را آتش نزدیم

اما دیگر اتفاق مهم این جشن استقبال از صحبت های علی عباسی تهیه کننده قدیمی سینمای ایران بود که پس از خروج از ایران در دهه ۶۰ در فرانسه اقامت دارد. آقای عباسی در این جشن در صحبت‌هایی تاثربرانگیز از اینکه به او اجازه فعالیت در سینمای بعد از انقلاب ایران داده نشد، انتقاد و گلایه کرد. گلایه‌هایی که به نوشته رسانه های داخل ایران باعث ابراز احساسات حاضران و همدلی با این تهیه‌کننده فیلم‌هایی چون «رضا موتوری»، «تنگنا» و «سوته‌دلان» شد.

آقای عباسی درباره اتفاقات آن مراسم خود چنین می‌گوید:
«من به دعوت یکی از دوستانم در جشن توزیع جوایزی که انجمن منتقدان سینما برگزار می‌کرد، حاضر شدم آن هم صرفا به عنوان یک تماشاچی و به امید اینکه دوستان دوران گذشته خودم را ببینم.

البته من هرسال به ایران می‌روم ولی اصولا در انزوا هستم و کسی از یاران گذشته را نمی‌بینم. وقتی که من به آن مراسم رفتم تا یک ساعتی هم همین برنامه‌ام بود تا اینکه یکی از همکاران گذشته من که یکی از فیلم‌های مرا ساخته آقای علیرضا داودنژاد، گویا مراسم بزرگداشتی برای او برپا بود، ضمن همین برنامه  بزرگداشت، ایشان محبت کرد و خاطراتی از همکاری گذشته‌اش با من را گفت و از من خواست که به روی سن بروم.

واقعا تردید داشتم که بروم. مقداری هم امتناع کردم ولی خب محبتی که شد و ابراز لطفی که دوستان کردند باعث شد که بروم روی سن. من یکی دو دقیقه از عشقی که به سینما داشتم و فیلم‌هایی که ساخته بودم مثل تنگسیر، سوته‌دلان، تنگنا و بیست و چند فیلمی که به هر حال قابل توجیه بودند، صحبت کردم و علت قطع ارتباطم  با سینما را هم  در چند کلمه توضیح دادم.

اینکه سال ۶۷ جریان جمع‌آوری فیلم‌ها و نگاتیوها و پوزیتیوها از دفاتر سینمایی از جمله دفتر من باعث شد که یک دوران خیلی تلخی را در غربت بگذرانم. گفتند که این فیلم‌ها را به آتش کشیدند البته بعد بیست سال گفتند که فیلم‌های تو را نسوزاندیم، ولی خب این آتش در دل من افروخته بود و این ملال همیشه در دلم جا داشت. همه اینها را در چند کلام گفتم که با محبت و مهر دست‌اندرکاران سینما مواجه شد.»

استقبال از حضور علی عباسی این گمانه را تقویت کرده که ممکن است امکان فعالیت دوباره او در سینمای ایران فراهم شود.

خود او درباره درستی این گمانه‌ها چنین می‌گوید: «به هرحال وقتی که از نوجوانی حتی قبل از نوجوانی به این حرفه پیوند خورده باشی - من تنها ۳۴ سالم بود که امکان فعالیتم در ایران گرفته شد - همیشه این شوق در تو وجود دارد که به حرفه‌ات برگردی. البته گذشت زمان به هرحال یک مقداری فاصله می‌اندازد در توانایی‌های انسان. ولی به هر حال انسانی که غوطه ور هست و آغشته بوده نمی‌تواند به طور کلی عاری از هرگونه توانایی باشد برای پیوند مجدد به حرفه‌اش. دلیلی هم که به خارج آمدم، بخاطر تحصیل بچه‌هایم بود که حالا با اتمام تحصیلاتشان مرتفع شده. این آرزو را دارم و در این فکر هستم که برگردم و وقتی هم برمی‌گردم بالطبع دلمشغولی‌ام همین حرفه سینماست. امیدوارم که بتوانم قدمی بردارم و این قدمم هم مثبت باشد.»

لینک / به همراه صدا / 30 مرداد

/ 0 نظر / 16 بازدید