گزارش اولین جلسه مرور سینمای کلاسیک ایران

 سعید عقیقی: "شب قوزی" نخستین فیلم واقعگرای سینمای ایران است

فیلم سینمایی "شب قوزی" ساخته مرحوم فرخ غفاری شنبه 19 اردیبهشت در سالن سیف الله داد خانه سینما به نمایش درآمد و پس از نمایش با حضور سعید عقیقی و جواد طوسی مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

به گزارش روابط عمومی انجمن منتقدان، این فیلم در راستای سلسله جلسات "مرور سینمای کلاسیک ایران" به نمایش درآمد و مورد تحلیل قرار گرفت.

در ابتدای این نشست که با حضور جمعی از اعضای انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی برگزار شد، عقیقی با ابراز خرسندی از اینکه درباره فرخ غفاری و فیلم "شب قوزی" صحبت می کند گفت:« من درباره غفاری پژوهش بسیاری کرده ام. ما در بررسی یک پدیده معمولاً یک بار به صورت متن در حال تکمیل به آن نگاه می کنیم؛ اینکه در محدوده سال های 1340چه افرادی فیلم ساختند و سینمای ایران در چه شرایطی بوده است. وجه دوم و مورد علاقه من این است که با توجه به شرایط تاریخی موجود، چطور افراد سراغ چنین مضامینی رفته اند؟»
وی افزود:«در جریان دو قطبی سینمای دهه 40 یعنی جریان عمومی و اصلی سینما، گروه معدودی سعی می کردند فیلم بسازند که نسبتی هم با خارج از کشور داشتند یعنی خارج از ایران تحصیل می کردند یا سمت داشتند به همین دلیل جریان سینمای ایران را سخیف و پیش پا افتاده می دانستند. بیست سال پیش از مرحوم جلال مقدم در این خصوص سوال کردم و او گفت (سینمایی که آن دوران به اسم سینمای ته شهر وجود داشت مایه تحقیر و تأسف بود. ما وقتی وارد سینما شدیم می خواستیم راه بهتری پیدا کنیم و فیلم های بهتری بسازیم.)»

عقیقی در خصوص پژوهش در مورد ریشه های جریان تازه یا موج نو در سینمای ایران ادامه داد:«به عقیده من سینمای فرخ غفاری جریانی نو در سینما نیست و می توانیم آن را فرضیه سینمای متفاوت ایران بنامیم.»

او در پاسخ به پرسش طوسی مبنی بر اینکه آیا از فرضیه سینمای متفاوت ایران بودن می توان همچون نویسندگان کایه دوسینما به نگره مولف، اهمیت میزانسن و... رسید و آن فضای بی رونق را به شرایط دگرگون شده تعبیر کرد، گفت:«همانطور که سینمای فرانسه با سینمای ایران قابل قیاس نیست ریشه های فرهنگی آنها هم با ما فرق دارد. اما اساساً کایه دو سینما موج رادیکال علیه تمام سینمای فرانسه است.»

این منتقد سینمایی با بیان اینکه غفاری در "شب قوزی" تمایل خود را به سینمای فرانسه هم نشان داده افزود:«غفاری در نشریاتی که قلم زده دو موضع مشخص داشته؛ اول اینکه علیه سینمای آمریکا می نوشته و دوم اینکه تلاش او از سال 1329 برای ایجاد سینمای ملی در ایران بوده و برای این منظور سه مسیر فعالیت را پیش گرفته است. سال 1328 کانون فیلم را تأسیس و عده ای را دور هم جمع کرده تا به جای فیلم "ولگرد" و "طوفان زندگی" فیلم هایی نظیر "همشهری کین" را ببینند. همچنین نوشتن نقدهای مدافعانه بر فیلم هایی که سر و شکلی داشتند همچون "شب نشینی در جهنم". بخش دیگر نقدهای منفی او و فعالیتش در سینما است.

مثل نقدی که بر فیلم "شرمسار" یا "هفده روز به اعدام" دکتر هوشنگ کاووسی نوشته و راکورد فیلم را به ریشخند گرفته است. البته مرحوم دکتر کاووسی هم مانند یک فرد منصف صبر می کند تا "جنوب شهر" غفاری ساخته شود و تلافی کند. در واقع مسئله کاملاً شخصی است و از حالت نقد بیرون می آید و من این را معضل روشنفکری ایران می دانم.»

عقیقی با بیان اینکه غفاری در فرانسه در گروه فیلم پوزیتیو (جریان چپ سیاسی فرانسه) بوده، گفت:«وی در عین حال که چپ بوده و ریشه قجر داشته، رابطه اش با دربار هم بد نبوده است. ترکیب همه این عوامل در کنار ویژگی هایی که از وی نام بردم، از غفاری شخصیتی متعادل ساخته که به نظر من به هیچ عنوان شبیه ابراهیم گلستان نیست.»

فیلمنامه نویس "شب های روشن" افزود:«غفاری در "شب قوزی" تلاش کرده راه حلی برای جریان اصلی سینما پیدا کند که فراتر از این جریان می شود. سالی که این فیلم اکران شده آمار بی سوادی در ایران بالای هفتاد و پنج درصد بوده؛ این یعنی اقتباس از داستانی (هزار و یک شب) که هفتاد و پنج در صد مردم نمی توانستند آن را از رو بخوانند».

عقیقی همچنین گفت:«غفاری سعی می کرد با روش خود از پایه های ادبی کمک بگیرد که به فرهنگ عمومی هم نزدیک باشد و از سوی دیگر استانداردهایی را که از طریق سینماتک آموخته بر زمینه ای پیاده کند که نتیجه اش "شب قوزی" شد.»

طوسی در ادامه جلسه گفت:«دوست دارم در مورد این موضوع صحبت کنیم که تناقضی در شخصیت فردی غفاری دیده می شود. او و جلال مقدم به گونه ای خودزنی کردند که با جایگاه روشنفکری آنها در جامعه همخوانی نداشت. مقدم با اینکه فیلم های "فرار از تله" و "پنجره" را ساخته بود در همدلی با غفاری وارد مناسباتی شد که ما را دچار سردرگمی می کند. مثلاً در "شب قوزی" با نگاه کنایه وار اشرافیت را به نقد می کشند و در عین حال از اصغر قوزی هم استفاده ابزاری می کنند و نگاهی سمپاتیک به این شخصیت ندارد. در مناسبات جشن هنر شیراز افتادن یا وارد مناسبات درباری شدن به نظر منطق پذیر نیست.»

عقیقی در ادامه توضیح داد:«زندگی یک انتخاب است و ما جای او نیستیم که بدانیم چه راهی را انتخاب می کردیم. مانند اینکه چند میلیارد از فلان نهاد می گیرند و فیلم بشکن و بالا بنداز می سازند، در عین حال از خود آنها تعریف می کنند و پز اپوزیسیون هم دارند! من این را چه گونه باور کنم؟ ما امروز همین معضل را داریم. اما فرخ غفاری در فضایی زندگی می کند که مردم یا توده ای هستند یا بی سواد و رویکرد میانه رو نداریم. به عقیده من این موضوع به روحیه شخصی مقدم و غفاری هم برمی گردد و در تحلیل تاریخی درک مناسبات بهتر از لاپوشانی است.»

وی افزود:«غفاری به شاخه های مختلف نوک می زند شاید اگر این انرژی را صرف پژوهش یا کاری معین می کرد به نتیجه بهتری می رسید. در واقع روحیه طنازی وی را به وضوح در "شب قوزی" و زنبورک" می بینیم که در ادامه مسیرش را دگرگون می کند.»"

او با بیان اینکه فرخ غفاری از بدشانس ترین افراد سینمای ایران است چون نخستین فیلم واقعگرای سینمای ایران را ساخته، گفت:«به واسطه یکی از شاگردانم یک ماه قبل از فوت غفاری توانستم در پاریس گفت و گویی با او انجام دهم. او گفت (ما آدم هایی درس خوانده بودیم که ادای روشنفکرهای فرانسوی را در می آوردیم، مثل آنها چپ بودیم نه اینکه از چپ سر دربیاوریم. وقتی به ایران آمدیم متوجه شدیم ایران فرانسه نیست و فرانسه ایران نیست و مناسبات آنها با هم فرق می کند).»

عقیقی ادامه داد:«از غفاری پرسیدم چه چیز باعث شد این جریان در سینما رشد نکند و او گفت (ما قدرت درک ریشه های فرهنگی را نداشتیم. نه به این معنا که کتاب نخواندیم بلکه به این مفهوم که روشی مشخص برای زندگی و فرهنگ نداشتیم که متناسب با آن فیلم هایی مناسب بسازیم. از یک سو جامعه سنتی قرار داشت که ریشه اش در فیلم فارسی بود و از سوی دیگر جریانی که در جشن هنر سمت و سوی مدرنیته گرفت.»

فیلمنامه نویس "هفت پرده" گفت:«در کشورهای آمریکایی یا هندوستان فیلم هایی متناسب با فرهنگ خودشان ساخته و اکران می شود. در واقع فرهنگ عمومی آنها برخاسته از فرهنگ خودشان است در حالیکه الگوی ما در ایران، الگوی سارتری است یعنی الگوی روشنفکرِ منزویِ کافه نشین که هیچ ارتباطی با فرهنگ عمومی ندارد.»
وی در بخش دیگری از سخنانش عنوان کرد:«به نظر من فرخ غفاری مسیر درستی را طی می کند؛ از طرفی فکر می کند می تواند بر سیستم دربار تأثیر بگذارد و از طرف دیگر فکر می کند می تواند بر جریان سینما تأثیر بگذارد و از فیلم های استاندارد دفاع می کند. او به محض ورود به تلویزیون ناصر تقوایی و مرحوم علی حاتمی را به تلویزیون می آورد. علی حاتمی در سال 51 سه فیلم شکست خورده داشت و کسی به او کار نمی داد. به نظر من وقتی غفاری به عنوان طراح و موسس در جایی قرار گرفته معرکه عمل کرده اما تفاوتی بین جایگاه موسس و هنرمند بودن خود قائل نشده است.»

در ادامه عقیقی شباهت های "خشت و آینه" و "شب قوزی" را این چنین برشمرد:«به نظر من غفاری و گلستان هر دو شاخه های یک درخت هستند. تم مشترکی بین این دو فیلم در جریان است؛ اینکه آدم های هر دو قصه بی مسئولیت هستند. در داستان گلستان جنبه های ادبی بیشتر لحاظ شده و زیبایی شناسی تصویری بیشتر است. اما فیلم غفاری با ریشه های ایرانی و داستان های هزار و یک شب روایت می شود. جلال مقدم و فرخ غفاری در "شب قوزی" هر دو طنازند، غفاری خوب دیالوگ خوب می نویسد و مقدم بر فیلم نامه تسلط دارد.»

عقیقی در مورد حجم زیاد موسیقی فیلم و تعمد غفاری توضیح داد:«فیلم با موسیقی مطربی و یک رقص مشهور شروع می شود و آرام آرام به سمتی دیگر می رود به گونه ای که با تمام اقشار جامعه از فقیرترین تا سطوح مختلف ارتباط برقرار می کند و در نهایت همه آنها را همراه با جنازه در پاسگاه پلیس گرد هم می آورد.»

در انتها عقیقی درباره عدم انسجام بازی بازیگران، سهل انگاری در دکوپاژ و بهره نبردن غفاری از دوبلور خصوصاً در فیلم "جنوب شهر" گفت:«برای آنها کار با بازیگر در مرحله نهایی معنا پیدا می کرد و بیشتر به سطح داستان توجه داشتند. همچنین برایشان مهم بود بازیگری که در فیلمشان بازی می کند در فیلم دیگر حضور نداشته باشد و این شرایط باعث محدودیت در انتخاب هایشان می شد. در مورد "جنوب شهر" باید بگویم از این فیلم نسخه کاملی در دست نیست و بخشی از فیلم به نمایش درنیامده و بخشی هم بعدها فیلمبرداری شده و در بعضی صحنه ها کارگردان حضور نداشته است. اما منهم با شما موافقم که در فیلم "شب قوزی" بازی بازیگران یکدست نیست.»

در پایان برخی از حاضران پرسش هایی را مطرح کردند که سعید عقیقی به آنها پاسخ داد. جلسه نمایش و نقد و تحلیل فیلم سینمایی "شب قوزی" که با حضور اعضای انجمن منتقدان و صنوف دیگر ساعت 17 در سالن سیف الله داد خانه سینما آغاز شد تا ساعت 21 به طول انجامید.

گزارش: تینا جلالی

لینک برنا

------------------------

گزارش هنروتجربه 

 غفاری و گلستان؛ شاخه های یک درخت

شب قوزی، خشت و آینه و چند فیلم دیگر مثل سیاوش در تخت جمشید ، جنوب شهر و… تلاش‌های سینماگران ایرانی در دهه چهل شمسی برای رسیدن به سینمایی متفاوت بودند. پیش از شکل‌گیری موج نوی سینمای ایران با فیلم‌های گاو و قیصر و آرامش در حضور دیگران، این تلاش‌ها اگرچه به ایجاد سینمایی متفاوت نینجامید اما میراثی ارزشمند برای سینمای ایران برجا گذاشت.
مروری بر فیلم شب قوزی موضوع برنامه ماهانه انجمن منتقدین بود که شنبه ۱۹ اردیبهشت برگزار شد. این برنامه ماهی یک‌بار برگزار می‌شود و هربار به یکی از آثار کلاسیک سینمای ایران می‌پردازد. فیلم در سالن سیف‌الله داد خانه سینما با حضور جمعی از اعضای انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی به نمایش درآمد و پس از نمایش با حضور سعید عقیقی و جواد طوسی مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
سعید عقیقی منتقد میهمان این جلسه در خصوص افراد پیشروی سینمای ایران در دهه چهل گفت: «در جریان دو قطبی سینمای دهه ۴۰ یعنی جریان عمومی و اصلی سینما، گروه معدودی که نسبتی هم با خارج از کشور داشتند، سعی می کردند فیلم بسازند. این افراد خارج از ایران تحصیل می کردند یا سمتی داشتند به همین دلیل جریان سینمای ایران را سخیف و پیش پا افتاده می دانستند. بیست سال پیش از زنده یاد جلال مقدم در این خصوص سوال کردم و او گفت سینمایی که آن دوران به اسم سینمای «ته شهر» شهرت داشت، مایه تحقیر و تاسف ما بود. ما وقتی وارد سینما شدیم می خواستیم راه بهتری پیدا کنیم و فیلم های بهتری بسازیم.»
سعید عقیقی با ابراز خوشحالی از این‌که درباره فرخ غفاری صحبت می‌کند، گفت «من درباره غفاری پژوهش بسیاری کرده ام. این پژوهش‌ها سینمای ایران در آن مقطع زمانی را در برمی‌گیرد و این‌که این افراد در آن شرایط تاریخی سراغ چه مضامینی رفته‌اند. به عقیده من سینمای فرخ غفاری جریانی نو در سینما نیست و می توانیم این مسئله را به عنوان یک فرضیه مطرح کنیم.»
عقیقی با بیان این‌که غفاری در «شب قوزی» تمایل خود را به سینمای فرانسه هم نشان داده، بیان کرد: «غفاری در نشریاتی که قلم زده دو موضع مشخص داشته است. اول این‌که علیه سینمای آمریکا می نوشته و دوم اینکه از سال ۱۳۲۹ برای ایجاد سینمای ملی در ایران تلاش کرده و برای این منظور سه مسیر فعالیت را در پیش گرفته است. اول این‌که کانون فیلم ایران را بعد از بازگشتش از پاریس در ۱۳۲۸ بنا گذاشت و آن را تبدیل به پاتوقی فرهنگی کرد که در آن روشنفکران به تماشای فیلم‌های شاخصی مثل همشهری کین بنشینند. بخش دیگر فعالیت غفاری، فعالیت در عرصه نقد فیلم و نوشتن نقدهای منفی است. مثل نقدی که بر فیلم «شرمسار» یا «هفده روز به اعدام» هوشنگ کاووسی نوشته و راکورد فیلم را به ریشخند گرفته است. البته زنده یاد کاووسی هم مانند یک فرد منصف صبر می کند تا «جنوب شهر» غفاری ساخته شود و تلافی کند. در واقع مساله کاملا شخصی است و از حالت نقد بیرون می آید و من این را معضل روشنفکری ایران می دانم. سومین مسیر او فعالیت در عرصه سینما و تلاش برای پیدا کردن راه‌حلی برای جریان اصلی سینما است. غفاری سعی می کرد با روش خود از پایه های ادبی کمک بگیرد که به فرهنگ عمومی هم نزدیک باشد و از سوی دیگر استانداردهایی را که از طریق سینماتک آموخته بر زمینه ای پیاده کند که نتیجه اش «شب قوزی» شده است. سالی که این فیلم اکران شده آمار بی سوادی در ایران بالای هفتاد و پنج درصد بوده است و این فیلم اقتباس از داستان هزار و یک شب است که هفتاد و پنج در صد مردم نمی‌توانستند آن را از رو بخوانند.»

در ادامه جلسه جواد طوسی درباره رابطه بین جلال مقدم فیلم‌نامه‌نویس شب قوزی و فرخ غفاری گفت: «دوست دارم در مورد این موضوع صحبت کنیم که تناقضی در شخصیت فردی غفاری دیده می شود. او و جلال مقدم به گونه ای خودزنی کردند که با جایگاه روشنفکری آنها در جامعه هم‌خوانی نداشت. مقدم با اینکه فیلم های «فرار از تله» و «پنجره» را ساخته بود در همدلی با غفاری وارد مناسباتی شد که ما را دچار سردرگمی می کند. مثلا در «شب قوزی» با نگاه کنایه وار اشرافیت را به نقد می کشند و در عین حال از اصغر قوزی هم استفاده ابزاری می کنند و نگاهی سمپاتیک به این شخصیت ندارد.»
سعید عقیقی این انتخاب بین سینما نخبه‌گرا یا نزدیک شدن به سینمای جریان اصلی را یک انتخاب دشوار خواند که بدون فهم زمینه تاریخی ممکن نیست. «زندگی یک انتخاب است و ما  جای او نیستیم که بدانیم چه راهی را انتخاب می‌کردیم.  به عقیده من این موضوع به روحیه شخصی مقدم و غفاری هم برمی گردد و در تحلیل تاریخی درک مناسبات بهتر از لاپوشانی است. غفاری به شاخه‌های مختلف نوک می‌زند شاید اگر این انرژی را صرف پژوهش یا کاری معین می‌کرد به نتیجه بهتری می‌رسید. در واقع روحیه طنازی وی را به وضوح در «شب قوزی» و «زنبورک» می‌بینیم که در ادامه مسیرش را دگرگون می‌کند.»
عقیقی در مورد حجم زیاد موسیقی فیلم و تعمد غفاری بیان کرد: «فیلم با موسیقی مطربی شروع می‌شود و آرام آرام به سمتی دیگر می‌رود به گونه‌ای که با تمام اقشار جامعه از فقیرترین تا سطوح مختلف ارتباط برقرار می‌کند و در نهایت همه آن‌ها را همراه با جنازه در پاسگاه پلیس گرد هم می‌آورد.»
فیلم‌نامه نویس «هفت پرده» گفت: «در کشورهای آمریکایی یا هندوستان فیلم‌هایی متناسب با فرهنگ خودشان ساخته و اکران می شود در حالی‌که الگوی ما در ایران، الگوی سارتری است یعنی الگوی روشنفکر منزوی کافه‌نشین که هیچ ارتباط با فرهنگ عمومی ندارد « .
سعید عقیقی در بخش دیگری از سخنانش عنوان کرد: «غفاری از طرفی می‌خواهد بر سیستم  تاثیر بگذارد و از طرف دیگر فکر می‌کند می‌تواند بر جریان سینما تاثیر بگذارد و از فیلم‌های استاندارد دفاع می‌کند. او به محض ورود به تلویزیون ناصر تقوایی و زنده‌یاد علی حاتمی را به تلویزیون می‌آورد. علی حاتمی در سال ۵۱ سه فیلم شکست خورده داشت و کسی به او کار نمی‌داد. به نظر من وقتی غفاری به عنوان طراح و موسس در جایی قرار گرفته معرکه عمل کرده اما تفاوتی بین جایگاه موسس و هنرمند بودن خود قائل نشده است»
عقیقی با اشاره شباهت های «خشت و آینه» و «شب قوزی» توضیح داد: «به نظر من غفاری و گلستان هر دو شاخه های یک درخت هستند. تم مشترکی بین این دو فیلم در جریان است و آن هم این است که آدم های هر دو قصه بی‌مسئولیت هستند. در داستان گلستان جنبه‌های ادبی بیشتر لحاظ شده و زیبایی‌شناسی تصویری بیشتر است. اما فیلم غفاری با ریشه‌های ایرانی و داستان‌های هزار و یک شب روایت می‌شود. جلال مقدم و فرخ غفاری در «شب قوزی» هر دو طنازند، غفاری خوب دیالوگ می‌نویسد و مقدم بر فیلم‌نامه تسلط دارد.»

لینک

----------------

گزارش خبرگزاری مهر

«شب قوزی» نخستین فیلم واقعگرای سینمای ایران است

سعید عقیقی در نشست مرور سینمای کلاسیک ایران بیان کرد «شب قوزی» نخستین فیلم واقعگرای سینمای ایران است.

به گزارش خبرگزاری مهر، فیلم سینمایی «شب قوزی» ساخته زنده یاد فرخ غفاری عصر روز گذشته شنبه ۱۹ اردیبهشت در سالن سیف الله داد خانه سینما به نمایش درآمد و پس از نمایش با حضور سعید عقیقی و جواد طوسی مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

در ابتدای این نشست که با حضور جمعی از اعضای انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی برگزار شد، عقیقی با ابراز خرسندی از اینکه درباره فرخ غفاری و فیلم «شب قوزی» صحبت می کند، گفت: من درباره غفاری پژوهش بسیاری کرده ام. در بررسی این پدیده به این مسئله پرداختم که در محدوده سال های ۱۳۴۰ چه افرادی فیلم ساختند و سینمای ایران در چه شرایطی بوده است. وجه دوم و مورد علاقه من این است که با توجه به شرایط تاریخی موجود، چطور افراد سراغ چنین مضامینی رفته اند.

وی ادامه داد: در جریان دو قطبی سینمای دهه ۴۰ یعنی جریان عمومی و اصلی سینما، گروه معدودی که نسبتی هم با خارج از کشور داشتند، سعی می کردند فیلم بسازند. این افراد خارج از ایران تحصیل می کردند یا سمتی داشتند به همین دلیل جریان سینمای ایران را سخیف و پیش پا افتاده می دانستند. بیست سال پیش از زنده یاد جلال مقدم در این خصوص سوال کردم و او گفت سینمایی که آن دوران به اسم سینمای «ته شهر» وجود داشت مایه تحقیر و تاسف بود. ما وقتی وارد سینما شدیم می خواستیم راه بهتری پیدا کنیم و فیلم های بهتری بسازیم.

غفاری ریشه های موج نو در سینما را ایجاد کرد

عقیقی درباره پژوهش در مورد ریشه های جریان تازه یا موج نو در سینمای ایران بیان کرد: به عقیده من سینمای فرخ غفاری جریانی نو در سینما نیست و می توانیم این مسئله را به عنوان یک فرضیه مطرح کنیم.

این منتقد سینمایی با بیان اینکه غفاری در «شب قوزی» تمایل خود را به سینمای فرانسه هم نشان داده، بیان کرد: غفاری در نشریاتی که قلم زده دو موضع مشخص داشته است. اول اینکه علیه سینمای آمریکا می نوشته و دوم اینکه از سال ۱۳۲۹ برای ایجاد سینمای ملی در ایران تلاش کرده و برای این منظور سه مسیر فعالیت را در پیش گرفته است.

وی ادامه داد: غفاری سال ۱۳۲۸ کانون فیلم را تاسیس و عده ای را دور هم جمع کرد تا به جای فیلم «ولگرد» و «طوفان زندگی» فیلم هایی نظیر «همشهری کین» را ببینند. همچنین نوشتن نقدهای مثبت بر فیلم هایی همچون «شب نشینی در جهنم» از دیگر فعالیت های او بوده است. بخش دیگر فعالیت غفاری نوشتن نقدهای منفی  و فعالیتش در سینما است. مثل نقدی که بر فیلم «شرمسار» یا «هفده روز به اعدام» هوشنگ کاووسی نوشته و راکورد فیلم را به ریشخند گرفته است. البته زنده یاد کاووسی هم مانند یک فرد منصف صبر می کند تا «جنوب شهر» غفاری ساخته شود و تلافی کند. در واقع مساله کاملا شخصی است و از حالت نقد بیرون می آید و من این را معضل روشنفکری ایران می دانم.

عقیقی با بیان اینکه غفاری در فرانسه در گروه فیلم پوزیتیو (جریان چپ سیاسی فرانسه) حضور داشت، گفت: وی در عین حال که چپ بوده و ریشه قجر داشته، رابطه اش با دربار هم بد نبوده است. ترکیب همه این عوامل در کنار ویژگی هایی که از وی نام بردم از غفاری شخصیتی متعادل ساخته که به نظر من به هیچ عنوان شبیه ابراهیم گلستان نیست.

فیلمنامه نویس «شب های روشن» ادامه داد: غفاری در «شب قوزی» تلاش کرده راه حلی برای جریان اصلی سینما پیدا کند. سالی که این فیلم اکران شده آمار بی سوادی در ایران بالای هفتاد و پنج درصد بوده است و این فیلم اقتباس از داستان هزار و یک شب است که هفتاد و پنج در صد مردم نمی توانستند آن را از رو بخوانند.

عقیقی گفت: غفاری سعی می کرد با روش خود از پایه های ادبی کمک بگیرد که به فرهنگ عمومی هم نزدیک باشد و از سوی دیگر استانداردهایی را که از طریق سینماتک آموخته بر زمینه ای پیاده کند که نتیجه اش «شب قوزی» شده است.

غفاری و مقدم خودزنی کردند

طوسی در ادامه جلسه گفت: دوست دارم در مورد این موضوع صحبت کنیم که تناقضی در شخصیت فردی غفاری دیده می شود. او و جلال مقدم به گونه ای خودزنی کردند که با جایگاه روشنفکری آنها در جامعه همخوانی نداشت. مقدم با اینکه فیلم های «فرار از تله» و «پنجره» را ساخته بود در همدلی با غفاری وارد مناسباتی شد که ما را دچار سردرگمی می کند. مثلا در «شب قوزی» با نگاه کنایه وار اشرافیت را به نقد می کشند و در عین حال از اصغر قوزی هم استفاده ابزاری می کنند و نگاهی سمپاتیک به این شخصیت ندارد. در مناسبات جشن هنر شیراز افتادن یا وارد مناسبات درباری شدن به نظر منطق پذیر نیست.

عقیقی در ادامه توضیح داد: زندگی یک انتخاب است و ما  جای او نیستیم که بدانیم چه راهی را انتخاب می کردیم. اما فرخ غفاری در فضایی زندگی می کند که مردم یا توده ای هستند یا بی سواد و رویکرد میانه رو نداریم. به عقیده من این موضوع به روحیه شخصی مقدم و غفاری هم برمی گردد و در تحلیل تاریخی درک مناسبات بهتر از لاپوشانی است.

وی بیان کرد: غفاری به شاخه های مختلف نوک می زند شاید اگر این انرژی را صرف پژوهش یا کاری معین می کرد به نتیجه بهتری می رسید. در واقع روحیه طنازی وی را به وضوح در «شب قوزی» و «زنبورک» می بینیم که در ادامه مسیرش را دگرگون می کند.

فیلمنامه نویس «هفت پرده» گفت: در کشورهای آمریکایی یا هندوستان فیلم هایی متناسب با فرهنگ خودشان ساخته و اکران می شود. در واقع فرهنگ عمومی آنها برخاسته از فرهنگ خودشان است در حالیکه الگوی ما در ایران، الگوی سارتری است یعنی الگوی روشنفکر منزوی کافه نشین که هیچ ارتباط با فرهنگ عمومی ندارد.

وی در بخش دیگری از سخنانش عنوان کرد: به نظر من فرخ غفاری مسیر درستی را طی می کند. از طرفی فکر می کند می تواند بر سیستم دربار تاثیر بگذارد و از طرف دیگر فکر می کند می تواند بر جریان سینما تاثیر بگذارد و از فیلم های استاندارد دفاع می کند. او به محض ورود به تلویزیون ناصر تقوایی و زنده یاد علی حاتمی را به تلویزیون می آورد. علی حاتمی در سال ۵۱ سه فیلم شکست خورده داشت و کسی به او کار نمی داد. به نظر من وقتی غفاری به عنوان طراح و موسس در جایی قرار گرفته معرکه عمل کرده اما تفاوتی بین جایگاه موسس و هنرمند بودن خود قائل نشده است.

عقیقی با اشاره شباهت های «خشت و آینه» و «شب قوزی» توضیح داد: به نظر من غفاری و گلستان هر دو شاخه های یک درخت هستند. تم مشترکی بین این دو فیلم در جریان است و آن هم این است که آدم های هر دو قصه بی مسئولیت هستند. در داستان گلستان جنبه های ادبی بیشتر لحاظ شده و زیبایی شناسی تصویری بیشتر است. اما فیلم غفاری با ریشه های ایرانی و داستان های هزار و یک شب روایت می شود. جلال مقدم و فرخ غفاری در «شب قوزی» هر دو طنازند، غفاری خوب دیالوگ می نویسد و مقدم بر فیلمنامه تسلط دارد.

عقیقی در مورد حجم زیاد موسیقی فیلم و تعمد غفاری بیان کرد: فیلم با موسیقی مطربی و یک رقص مشهور شروع می شود و آرام آرام به سمتی دیگر می رود به گونه ای که با تمام اقشار جامعه از فقیرترین تا سطوح مختلف ارتباط برقرار می کند و در نهایت همه آنها را همراه با جنازه در پاسگاه پلیس گرد هم می آورد.

لینک 20 اردیبهشت

/ 0 نظر / 45 بازدید