با تاخیر/ یادداشت جهانگیر کوثری درباره هشتمین جشن منتقدان

تو آینه دار روزگاری
در حاشیه برگزاری جشن انجمن منتقدان

جهانگیر کوثری

 آخر اما دل یکی شد. چهارشنبه شب ایوان شمس برای اولین بار به شکل دلپذیر و آبرومندی نویسندگان و منتقدان سینمایی را به دور هم جمع کرد. ایرج صابری، جمشید ارجمند و محمود سیف از نسل های میانه این انجمن بودند تا جوان ترین نسل امروز.
    خوب بود، همه چیز خوب بود، از اجرای شکیبا تا مدیریت کیوان کثیریان و جواد طوسی. این دوره یک ویژگی هم داشت شرکای پوست کلفت مجله فیلم ماندگارترین مجله سینمایی تاریخ هنری ایران هر سه روی سن آمدند. گلمکانی، مهرابی و یاری خود غافلند که چه یادگاری از خود به جای گذاشته اند و با مجله خود بخشی از تاریخ سینمای ایران و حتی جهان را نوشته اند و «به نیکی رفته اند سخن به راز سینما». حال چنین افتاده است که ماندگاری را به جان بخرید، حتی با سلیقه های مختلف، اختلافات فردی و منافع فرهنگی، مادی و مالی. این حرکت از همین امروز عملی است، باشید.
    رنج های گذشته سخت بود و چشم انداز آینده روشن است، اما... پراکندگی شما یعنی شانه خالی کردن از زیر بار مسائل حاد سینما.
    بعدها از شما برداشت تاریخی خواهد شد. به اهمیت بودن خود آگاه باشید.
    در شب منتقدان، بزرگداشت علیرضا داودنژاد نیز اتفاقات جالب و به یادماندنی را رقم زده است. آمدن علی عباسی، تهیه کننده منصف و شریف سینمای گذشته، خودش می گفت سقوط و افول انسان ناگوار و دراماتیک است. آمدن او روی سن خاطرات تعدادی از منتقدان را زنده کرد و تعریف عباسی از تنی چند از آنان برایشان خوب درنیامد که منتقدان برای او فیلمنامه می نوشتند یا خط می دادند.
    منتقدان در چهارشنبه شب دولتی عمل نکردند، مصلحت و دوراندیشی و آوردن استراتژی به جای حق در سینما را رسم نکردند و جایزه ها نسبتا منتقدانه اهدا شد. به نوعی ضوابط مجرد. جای مناسبات انسانی را نگرفت. در این فضا دیگر نیازی نبود مریلازارعی تهدید کند و منت نگفتن (چی؟) را در چنین شبی بر سینمایی ها بگذارد. باید تنها کار کرد و درست پیش رفت .
    ویژگی فرهنگ مترقی در همین مواقع و با رفتارها مشخص می شود. چهارشنبه شب، شب عیاری هم بود، سه جایزه اصلی به او رسید در حالی که در مقبولیت عمومی شاید این بار سنگینی به دوش او قرار نمی گرفت.
    در بخش بهترین بازیگر مرد منتقدان با شهامت تمام پیش رفتند، نوید محمدزاده بدون عصبانیت روی سن آمد و جایزه خود را از رخشان بنی اعتماد گرفت و هیچ اتفاقی هم نیفتاد این حرکت را با تصمیم داوران جشنواره فجر باید مقایسه کرد و به منتقدان آفرین گفت، در جشنواره فجر هم هیچ اتفاقی مهم تر از این نبود که نوید محمدزاده به حقش برسد. منتقدان تردید نداشتند، چون آگاه بودند که تردید به ترس تبدیل خواهد شد و نوعی واپس نشینی به وجود خواهد آورد و طبقه آگاه و جوان به آنها پشت خواهد کرد و باید بروند پی کارشان منتقدان که دولتی نیستند، نمی دانم منتقدان موجود در هیات داوری فجر چرا مصلحت اندیشی کردند، حتما با تهدید (آینده سینما را حفظ کنیم). تئوری های غیرواقعی را پیاده کردند و نوید محمدزاده را از رسیدن به جایزه اش محروم کردند و سیمرغ رضا عطاران را سبک شمردند.
    شب منتقدان دلگرمی بخشید، آنها سینما را زنده دیدند، آن را به اندیشه نزدیک کردند و جوهر اجتماعی سینما را هدف قرار دادند و با وسع اندک خود توانگری اجرا را می دانستند.
    در این سی و چند سال اخیر جشنی چنین ساده و بدون حاشیه کمتر داشتیم شاید وجود یگانگی بین تمام اعضا و اجزا عامل اصلی بوده است و شاید پرهیز از کلیشه های رفتاری و خودپسندانه دیگری ها!
   
    ای شب- نیما یوشیج / روزنامه اعتماد 26 مرداد 93

/ 0 نظر / 20 بازدید